سرآغاز نیستی ست؛
و شاخه ها
-از زمستان بازآمده-
دندان بر لب می فشرند،
چشمهاشان را می بندند و
جوانه می زنند..
ما را در سایت صبح تابستان (زمزمه در غربت ۱۱) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 21:31